نویسنده: سعید خلیلی، کارشناس منابع انسانی و توسعه سازمانی شرکت صنایع فولاد کردستان
حوزه انتشار: سرمایه انسانی و توسعه سازمانی
مقدمه
هنگامی که از احداث یک مجموعه بزرگ صنعتی سخن میگوییم، معمولاً نخستین تصاویر ذهنی ما سازههای عظیم، تجهیزات تخصصی، ماشینآلات، خطوط تولید و پیشرفت عملیات اجرایی است. این عناصر بدون تردید بخش مهمی از مسیر توسعه صنعتی را تشکیل میدهند؛ اما در کنار زیرساختهای فیزیکی، زیرساخت دیگری نیز وجود دارد که شکلگیری آن نیازمند برنامهریزی، زمان، دانش و توجه مستمر است: زیرساخت انسانی و سازمانی.
یک مجموعه صنعتی برای آنکه بتواند در آینده فعالیتی پایدار، منظم و اثربخش داشته باشد، تنها به تجهیزات آماده نیاز ندارد؛ بلکه باید از نیروی انسانی توانمند، ساختارهای روشن، فرایندهای هماهنگ، دانش تخصصی و فرهنگ سازمانی متناسب با مأموریت خود نیز برخوردار باشد.
از این منظر، دوران احداث یک پروژه صنعتی را نمیتوان صرفاً دوره ساخت تأسیسات دانست. این دوره فرصتی مهم برای شکلگیری ظرفیتهایی است که در مراحل بعدی، نقش تعیینکنندهای در کیفیت عملکرد سازمان خواهند داشت.
سرمایه انسانی؛ فراتر از تعداد کارکنان
در نگاه سنتی، برنامهریزی منابع انسانی گاهی به تأمین نیروی موردنیاز، تنظیم قراردادها، انجام امور پرسنلی و پاسخگویی به نیازهای جاری محدود میشود. این فعالیتها ضروری هستند، اما تمام ابعاد مدیریت سرمایه انسانی را در بر نمیگیرند.
سرمایه انسانی مجموعهای از دانش، مهارت، تجربه، توانمندی، قضاوت حرفهای و ظرفیت یادگیری افرادی است که برای تحقق اهداف سازمان تلاش میکنند. ارزش این سرمایه زمانی آشکار میشود که توانمندیهای افراد در کنار یکدیگر قرار گیرند و به تصمیمگیری بهتر، حل مسئله، انتقال تجربه و اجرای هماهنگ فعالیتها کمک کنند.
بنابراین، پرسش اصلی فقط این نیست که سازمان به چند نفر نیروی انسانی نیاز دارد؛ پرسش مهمتر این است که در هر مرحله از مسیر توسعه، چه شایستگیهایی موردنیاز است، این شایستگیها چگونه ایجاد میشوند و چگونه میتوان از دانش و تجربه افراد به بهترین شکل استفاده کرد.
چرا این موضوع در شرکتهای صنعتی در حال احداث اهمیت بیشتری دارد؟
در شرکتهایی که همزمان چند پروژه بزرگ صنعتی را پیش میبرند، نیازهای انسانی و سازمانی بهتدریج و متناسب با مراحل مختلف کار تغییر میکنند.
در مرحله احداث، هماهنگی میان مدیریت پروژه، مهندسی، تدارکات، امور قراردادها، مالی، منابع انسانی، امور اداری و سایر واحدهای پشتیبان اهمیت زیادی دارد. با نزدیک شدن به مراحل نصب، آزمون تجهیزات، راهاندازی و بهرهبرداری نیز ممکن است نیاز به تخصصها، آموزشها و ترتیبات سازمانی متفاوتی افزایش یابد.
ازاینرو، برنامهریزی سرمایه انسانی باید با برنامه توسعه صنعتی هماهنگ باشد. این هماهنگی کمک میکند سازمان برای نیازهای آینده، بهموقع آماده شود و تصمیمهای مربوط به جذب، آموزش، توسعه شغلی و سازماندهی نیروی انسانی بر مبنای نیازهای واقعی اتخاذ شوند.
راهنمای برنامهریزی راهبردی نیروی کار مؤسسه CIPD نیز بر ضرورت بررسی وضعیت موجود نیروی انسانی، تعیین نیازهای آینده، شناسایی فاصله میان این دو و طراحی اقدامات متناسب تأکید دارد.
پنج اقدام برای ساختن زیرساخت انسانی سازمان
۱. برنامهریزی نیروی انسانی بر اساس مراحل توسعه پروژه
نیازهای انسانی باید متناسب با مراحل پیشرفت پروژه و برنامههای مصوب آینده بررسی شوند. تعیین مشاغل کلیدی، تخصصهای موردنیاز و زمان مناسب تأمین آنها میتواند از تصمیمگیریهای شتابزده جلوگیری کند.
۲. توسعه شایستگیها پیش از ایجاد نیاز فوری
آموزش زمانی اثربخشتر است که با نیازهای واقعی مشاغل و برنامه آینده سازمان ارتباط داشته باشد. شناسایی شکافهای مهارتی، طراحی برنامههای آموزشی و ارزیابی اثربخشی آنها باید بخشی از برنامه توسعه شرکت باشد.
۳. ثبت و انتقال دانش
در پروژههای بزرگ، دانش ارزشمندی در جریان طراحی، اجرا، نظارت، رفع مسائل و تعامل میان متخصصان شکل میگیرد. اگر این دانش ثبت و منتقل نشود، بخشی از ظرفیت یادگیری سازمان ممکن است از دست برود. مستندسازی درسآموختهها و فراهم کردن فرصت انتقال تجربه، به ماندگاری دانش کمک میکند.
۴. شکلدهی به فرهنگ سازمانی از امروز
فرهنگ سازمانی تنها با تدوین ارزشها و صدور دستورالعملها ایجاد نمیشود؛ بلکه در شیوه تصمیمگیری، نحوه تعامل، میزان مسئولیتپذیری، رفتار مدیران و چگونگی برخورد با مسائل روزمره شکل میگیرد.
دوران احداث فرصت مناسبی است تا اصولی مانند همکاری، انضباط کاری، احترام متقابل، پاسخگویی و یادگیری مستمر در فعالیتهای روزمره سازمان تقویت شوند.
۵. هماهنگی میان واحدهای تخصصی و پشتیبانی
آمادگی سازمان برای مراحل آینده، مسئولیت یک واحد بهتنهایی نیست. سرمایه انسانی، مدیریت پروژه، مهندسی، بهرهبرداری، تعمیرات، ایمنی، مالی، تدارکات و امور اداری باید در چارچوب مسئولیتهای خود با یکدیگر هماهنگ باشند.
نقش حوزه سرمایه انسانی و امور اداری در این میان، فراهم کردن بسترهای انسانی، فرایندی و پشتیبانی لازم برای تحقق اهداف سازمان است.
نقش مدیران در توسعه سرمایه انسانی
مدیران، علاوه بر مسئولیت تحقق اهداف کاری، در شکلگیری محیطی که افراد در آن یاد میگیرند، رشد میکنند و مسئولیت میپذیرند نیز نقش دارند.
شفاف بودن انتظارات، تفویض اختیار متناسب با مسئولیت، فراهم کردن فرصت یادگیری، ارائه بازخورد سازنده و توجه به تجربه کارکنان از جمله اقداماتی هستند که میتوانند به توسعه توانمندیهای سازمان کمک کنند.
در مقابل، اگر دانش افراد به اشتراک گذاشته نشود، مسئولیتها مبهم باشند یا همکاری میان واحدها تضعیف شود، حتی وجود نیروهای متخصص نیز لزوماً به اثربخشی موردانتظار منجر نخواهد شد.
جمعبندی
ساختن یک مجموعه صنعتی بزرگ، فرایندی چندبعدی است که در آن زیرساخت فیزیکی و زیرساخت انسانی باید در کنار یکدیگر توسعه یابند. تجهیزات، فناوری و تأسیسات ظرفیت انجام فعالیتهای صنعتی را فراهم میکنند؛ اما دانش، مهارت، هماهنگی و مسئولیتپذیری انسانها در چگونگی استفاده از این ظرفیتها نقش مهمی دارند.
ازاینرو، سرمایهگذاری بر توسعه سرمایه انسانی را نباید به زمانی موکول کرد که تجهیزات آماده بهرهبرداری شدهاند. برنامهریزی نیروی انسانی، آموزش، انتقال دانش، تقویت فرهنگ سازمانی و بهبود فرایندها، اقداماتی هستند که میتوانند از دوران احداث آغاز شوند و در مراحل بعدی ادامه یابند.
آینده یک سازمان صنعتی تنها با آنچه ساخته میشود شکل نمیگیرد؛ بلکه با دانشی که ایجاد میکند، انسانهایی که پرورش میدهد و فرهنگی که در مسیر ساختن به وجود میآورد نیز ساخته میشود.
منبع پیشنهادی برای مطالعه بیشتر: راهنمای برنامهریزی راهبردی نیروی کار مؤسسه CIPD، قابل دسترسی از طریق وبسایت CIPD.
عضویت در خبرنامه
جهت عضویت در خبرنامه ،شماره همراه خود را وارد کنید